
سرنوشت درستی نبود
پرومته!
سرنوشت درستی نبود
که آتش ایزدان را دزدیدی.
هر هنرپیشهی تازهکاری امروز
دو ساعته آتش ایزدان را میدزدد
و شب
راحت میخوابد.
ما را بگو
میان اینهمه ایزد
که تو را برگزیدیم
و در تاریکی زندگی میکنیم.
شمس لنگرودی
دکه ی میدان بزرگ،
سنگی روی روزنامه های زرد،
باد پاییزی....