تبليغاتX
آن سوی بی شرط

کسی گفت:

دوست هم دوستان قدیم

دیگری گفت:

ریفی....ق!!؟؟!!؟؟!؟

آن یکی گفت:

ما زیاران چشم یاری...

من اما

روزها گذرانده ام

و عشقها

 ومرگها

و...

با آنانی که

هر چه می خواهید

 بنامیدشان

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 17:44 توسط شروين شلایی |

مادربزرگ گفت:

امسال بهار کوتاه بود و ـ

-تابستان کم طاقت.

***

روسری های سیاه

روی طناب ظهر

آرزوی بهار را

در گوش باد

مویه می کنند...

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 18:24 توسط شروين شلایی |

 

 

کلمه زیبایی جهان است_

دوستت دارم زیبا ترین 

بگذار ساده باشم

بگذار صادق تر شوم

زیر تگرگ دوستت دارمها

چتری را می جویم

بال درختی

ویا حتی غار ی

 تنها و تاریک

آنقدرکه

آنی 

تنها  دمی

با

 خود

 وانهیدم.

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 10:12 توسط شروين شلایی |