سلام/خداحافظ/چیز تازه ای اگر یافتید/بر این دو اضافه کنید/تابل باز شود این در گم شده بر دیوار!
عابد کنار برکه نشست ! دست هایش در آب بود که دید . . . آن سوی برکه ... زنی ، گلو وگلوبندش را به نمایش گذاشته است ! . . چشمانش را بست !!! در سکوت خواند ...دور شو ! شیطان !!! . . از من دور شو . . چشمانش را گشود . . زن صنوبری بود ...گلوبندش . . . . ماه . . . (حسین پناهی)