تبليغاتX
آن سوی بی شرط

سرانجام زمستان  با همه ی سیاهی و سردی  پایان یافت و بهار آراسته و سرخوش از راه رسید. سنت زیبا ی قرنها قرن جهان بر پایان  سیطره ی هر چند سرد و سخت و سرد فصل پایانی و ورود شکوهمندانه جوانه های لطیف بهار است.

بهار از راه می رسد و زندگی و زیبایی را تقسیم میکند بی هیچ شرطی و بهانه ای...

بیائید پشت  به زمستان به استقبال سبزه و نور و آئینه برویم ,به ساحت صلح و زایش و زندگی

 به آستان بی مرز سیطره ی حیات

به آن سوی بی شرط

سال نو مبارک

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:57 توسط شروين شلایی |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 19:50 توسط شروين شلایی |

سلام

حال همه ما خوب است ٬ ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ٬ که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند . با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل نا ماندگار بی درمان . تا یادم نرفته است بنویسم ٬ حوالی خوابهای ما ٬ سال پر بارانی بود ٬ می دانم همیشه حیاط  آنجا پر از هوای تازه باز نیامدن است ٬ اما تو لااقل ٬ حتی هر وحله ٬ گاهی ٬ هر از گاهی ببین انعکاس تبسم رویا ٬ شبیه شمایل شقایق نیست ٬ راستی خبرت بدهم ٬ خواب دیده ام خانه ای خریده ام ٬ بی پرده ٬ بی پنجره ٬ بی در ٬ بی دیوار ٬ هی بخند ٬ بی پرده بگویمت  چیزی نمانده است ٬ من چهل ساله خواهم شد . فردا را به فال نیک خواهم گرفت ٬ دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما می گذرد ٬ باد بوی نامه های کسان من می دهد ٬ یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری

نه ( ری را ) جان ٬ نامه ام باید کوتاه باشد٬ ساده باشد ٬ بی حرفی از ابهام و آینه ٬

از نو برایت می نویسم           

         حال همه ما خوب است اما تو باور مکن

                                                             "  سید علی صالحی

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 19:53 توسط شروين شلایی |